قضاوت

عارف گفت کیسه اى بردار براى هر نفر یک سنگ در کیسه انداز چند ماه دیگر با کیسه نزد من آیى تا میزان گناه ایشان بسنجم . .مرد با خوشحالى رفت و چنین کرد. بعد از چند ماه نزد عارف آمد و گفت من نمى توانم کیسه را حمل کنم از بس سنگین است شما براى شمارش بیایید عارف فرمود یک کیسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى چگونه میخواى با بار سنگین گناه نزد خداوند بروى؟؟؟ حال برو به تعداد سنگها حلالیت بطلب و استغفار کن؛ چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعد از مرگ وصیت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند. اى مرد آنچه دیدى واقعیت داشت اما حقیقت نداشت. همانند توکه در واقعیت مومنی اما درحقیقت شیطان ...

 

"بیایید دیگران را قضاوت نکنیم"

/ 4 نظر / 7 بازدید