فرصت زندگی

کم مطالعه میکنیم اما همه مان همه چیز را میدانیم -

زیاد دروغ میگوییم اما همه از دروغ متنفریم -

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما زندگی کردن را نه -

ساختمانهای بلند داریم اما طبعمان کوتاه است -

بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم -

بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم -

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما فضای درون را نه -

بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر عمل میکنیم -

عجله کردن را آموخته ایم ونه صبر کردن را 

مگر بیشتر از یکبار فرصت زندگی کردن داریم ؟؟؟!!!!

/ 6 نظر / 8 بازدید
تينا

سلام وبلاگ زيبايي داري حتما بيا و تو سايت زير ثبتش کن تا من و بازديد کنند هاي ديگه بتونيم هر روز بهت سر بزنيم.محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.

شوکران

سلام...شاید بخاطراینکه هیچ کس باخودش روراست نیست همه واگراغراق نباشه که البته تصیح کنم اکثریت نسبت بخودشون منافقند به این معنی که همه احساسهای ما و نفس مون یاغریزه مون باهم درجنگ هستن واین نبرد درون راهم خودمون فرماندهی میکنیم اگریک نگاه گذرا به رفتارحیوانات بیندازیم میفهمیم راه وشیوه درست زندگی نزد همین حیواناتی است که وقتی مثلا اسم سگ روباکسی میاریم اگرنگیم بلانسبت ناراحت میشه یاپست ترین مثالهاله روبه حیوانات نسبت میدم اما حیوانا ت ازهرنظر ازما انسانها بهتر زندگی میکنن درهمان دنیای خودشون کم زخروسی مباش مشت پری بیش نیست ازدل شب تابه سحر خدا خدا می کند متن زیبا وپند اوموزیست[گل][گل][گل]

عمه

شاعر : امیرخسرو دهلوی زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها همه خونابه حسرت شدست آن دوست گانیها عزیزانی که از صبحت گران تر بوده اند از جان چو بر دلها گران گشتند بردند آن گرانیها نشان همدمان جایی نمی بینم، چه شد آری زمانه محو کرد از سر دگر ره آن گرانیها کنون در کنج مهمان زمین اند آنکه دیدستی پریرویان زیور کرده را در میهمانیها چو مشک ما همه کافور شد از سردی عالم جوانان را ز ما دل سرد شد کو آن جوانیها وگر سوزیم در عالم کسی دلسوز ما نبود زبس کز مهربانان رفت سوز مهربانیها مخند، ای کامران عشق، بر تلخی عیش من که من هم داشتم اندازه خود کامرانیها کسی کامروز در شادیست فردا بینیش در غم نوید ماتم غم دان نوا و شادمانیها به نقد خوشدلی مفروش ده روز حیات خود که خواهد رایگان رفتن متاع کامرانیها غم آرد یاد شادیهای رفته در دل خسرو چو یاد تندرستی و زمان شادمانیها

بنده خدا

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم ، بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! ، بعد از چند روز به دوستی ، بعد از چند ماه به همکاری ، بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدااعتماد نمی کنیم !

behnam

متاسفانه همینطوره .