وزیر عاقل

گفت از پنج سبب:

اول: آنکه تو نشسته می‌بودی و من به حضور تو ایستاده می‌ماندم اکنون بندگی خدایی می‌کنم که مرا دروقت نماز حکم به نشستن می‌کند

دوم: آنکه طعام می‌خوردی و من نگاه می‌کردم اکنون رزاقی پیدا کرده‌ام که اونمی خورد و مرا می‌خوراند

سوم: آنکه توخواب می‌کردی و من پاسبانی می‌کردم اکنون خدای چنان است که هرگز نمی‌خوابد و مرا پاسبانی می‌کند

چهارم: آنکه می‌ترسیدم اگر تو بمیری مرا از دشمنان آسیب برسد اکنون خدای من چنان است که هرگز نخواهد مرد و مرا از دشمنان آسیب نخواهد رسید

پنجم: آنکه می‌ترسیدم اگر گناهی از من سرزند عفو نکنی، اکنون خدای من چنان رحیم است که هر روز صد گناه می‌کنم و اومی بخشاید ...

/ 4 نظر / 7 بازدید
دستان

کسانی را که دوست داری ... همیشه کنار خود داشته باش ، و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری ، مراقبشان باش ... و به خودت این فرصت را بده تا بگویی : «مرا ببخش»، «متاسفم» ، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی ، که بلدی استفاده کن ... !

دستان

ديروزت، خوب يا بد گذشت ! و امروز روز ديگرى است ... قدرى شادى با خود به خانه ببر ، راه خانه ات را كه ياد گرفت ، فردا با پاى خودش مى آيد ، شک نکن ... ! ...