به لحظه های من بیا...

داستانک
نویسنده : میم مثل من - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤

گویند در بنى اسرائیل، مردى بود که مى ‏گفت:

 من در همه عمر، خدا را نافرمانى کرده‏ ام و گناه و معصیت

 بسیار از من سر زده است؛ اما تاکنون زیانى و کیفرى ندیده ‏ام 

. اگر گناه، جزا دارد و گناهکار باید کیفر بیند، 

پس چرا ما را کیفرى و عذابى نمى ‏رسد!؟

در همان روزها، پیامبر قوم بنى اسرائیل، نزد آن مرد آمد و گفت: 

خداوند مى‏ فرماید که ما تو را عذاب‏ هاى بسیار کرده ‏ایم و تو خود نمى ‏دانى! 

آیا تو را از شیرینى عبادت خود، محروم نکرده ‏ایم؟

 آیا در مناجات را بر روى تو نبسته ‏ایم؟ 

آیا امید به زندگى خوش در آخرت را از تو نگرفته ‏ایم؟ 

عذابى بزرگ‏تر و سهمگین ‏تر از این مى ‏خواهى؟


comment نظرات ()